سلام به همه دوستان
از این که نظر میدین و منو
راهنمای می کنین ممنونم
بچه ها من یک وبلاگ جدید درست کردم
از این به بعد هم داخل اون وبلاگ آپ می کنم
از کسی هم که این وبلاگ رو بهم هدیه داده بود ممنونم و منتظرش هستم
این هم آدرس وبلاگم
http://degechibegam.blogfa.com/
منتظر همه شما هستم بای





+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 8:44  توسط عسل
|
چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه....گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.....عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس....کوه به کوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه....آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن....پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه
**********
): نکته ی آموزنده ميخوام بهت بگم که براي تمام طول زندگيت آويزيه گوشت کنی اونم اينه که اگه کسی ديوونت بود ، عاشقش باش. اگه عاشقت بود ، دوسش داشته باش.اگه دوستت داشت ، بهش علاقه نشون بده.اگه بهت علاقه نشون داد ،فقط يه لبخند بزن. اينطوری...وقتی هميشه يه پله ازش عقب باشی ، اگه يه وقت خسته شدو يه پله جا موند،، تازه ميشيه مثله هم
*********
تركه داشته تو خيابون ميدويده ميگن كجا ميري ميگه ميرم كارواش ميگن پس ماشينت كو؟ ميگه چار قدم راه ديگه ماشين نمي خواد
********
قد 1000 تا قابلمه .. با هر چي لب تو عالمه .. ميبوسمت قبل همه .. به شرطي که بهم بگي:دوست دارم يه عالمه
**********
اگه 1 روز نتونستی گناهه کسي رو ببخشی از بزرگيه گناهه اون نيست از کوچيکيه قلبه تو
**********
ترکه ميخاد به دختره تيكه بندازه ميگه در قلب مني هرگز...
**************
هميشه با بدست آوردن اون کسي که دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست که ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميکنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي کردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مکن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم
***************
اي ولي براي رفتنت عجب شتاب ميكني من از كنار پنجره تو را نگاه ميكنم و تو به نام ديگري مرا خطاب مي كني چه ساده در ازاي يك نگاه پاك و ماندني هزار مرتبه مرا ز خجلت آب ميكني به خاطر تو من هميشه با همه غريبه ام تو كمتر از غريبه اي مرا حساب ميكني و كاش گفته بودي از همان نگاه اولت كه بعد من دوباره دوست انتخاب مي كني..........
******************
بيچاره مردا: وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانشونو مي پرسن. وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي. وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش
***************
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 10:56  توسط عسل
|
کسی محرم اسرار کسی نیست
من تجربه کردم کسی یار کسی نیست
**********
زندکی دو روز است یک روز با تو و یک روز بر علیه تو
روزی که با توست مغرور نشو و روزی که بر علیه توست صبور باش
**********
بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زدند گنجشکها جدی جدی می مردند
آدمها شوخی شوخی زخم زبون می زدند و قلبها جدی جدی می شکستند
و تو شوخی شوخی لبخند می زدی و من جدی جدی عاشق می شدم
نمی خوای شوخی شوخی به این که جدی جدی به فکرتم فکر کنی
****************
یکی بود یکی نبود اونی که بود تو بودی اونی که نبود من بودم
یکی داشت و یکی نداشت اونی که داشت تو بودی اونی که تو رو نداشت من بودم
یکی خواست یکی نخواست اونی که خواست تو بودی اونی که بی نو بودن را نمی خواست من بودم
یکی برد و یکی باخت اونی که برد تو بودی اونی که به تو باخت من بودم
***********
نذار دیر شه هر لحظه ای که می گذره هر دومون یه امتیاز از دست می دیم اگه واقعا هنوز هم همونی........... بگو نترس من همونم هنوز همونی هستم که به خاطر دیدنت ثانیه هارو میشمرد نذار دیر بشه
***********
در يک روز باراني با تو آشنا شدم رفتيم ، گفتيم ، خنديديم ، چقدر خوش بوديم ، خيس شديم ! و هنوز باران مي باريد که از هم جدا شديم . و حالا وقتي باران مي بارد نمي دانم بخندم يا گريه کنم ...! زير باران کدام خاطره را نگه دارم و کدام را بشويم ؟ بقيش رو سکوت ميکنم .... ولي ؛ يادتان باشد اگر شما سكوت كنيد زندگي جاي شما حرف ميزند
**********
): روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 10:53  توسط عسل
|
سلام بچه ها خوبین
نی میدونم چی بیگم ولی شرمنده همه دوستان که
نظر دادن ولی من وقت نکردم جوابشون رو بیدم
خیلی گرفتارم
امید وارم که محبتاتون رو بی جواب نذرام
از کنار برین مواظب خودتون هم باشین
نظر هم یادتون نره
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 21:49  توسط عسل
|
پرسيدي:بزرگترين آرزوي توچيست؟ گفتم:تحقق يافتن آرزوي تو.....اما افسوس هرگزندانستم آرزوي تو جدايي از من بود
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 21:41  توسط عسل
|
زندگي عشق است ُُعشق افسانه نيست آنکه عشق آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست که در کنارش باشي عشق آن است که به يادش باشي
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 21:38  توسط عسل
|
صحنهي دردناكي بود. دهها معتاد اينترنتي در حالي كه لپتاپشان را روي زانو گذاشته و پتويي روي سر انداخته بودند در گوشه خيابان نشسته بودند و مشغول استعمال اينترنت بودند. يك نفر كنار جوب در حال جان كندن بود چون اتصالش اشتباهي هوا داشت و ديسكانكت شده بود
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 21:36  توسط عسل
|
اين هم ترانه اي كه بسيجيان عزيز لطف كردن براي روز خواهر آماده كردن خواهرم در كوچه آرايش مكن از جوانان سلب آسايش مكن گيسوان از روسري بيرون مريز بر مسير ديدگان افسون مريز خواهرم ديگر تو كودك نيستي فاش مي گويم عروسك نيستي خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟ پوشش چسبان رنگارنگ چيست؟ خواهرم اينقدر طنازي نكن! با امور شرع لجبازي نكن
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 21:25  توسط عسل
|
فرق آموزگار با روزگار در این است که
آموزگار اول درس می دهد بعد امتحان می گیرد
اما روزگار اول امتحان میگیرد بعد درس می دهد
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 10:34  توسط عسل
|
جماعتی عشق را آبی می دانند هم رنگ دریا و آسمان
وعده های سبز که رنگ زندگی است و رنگ بهار و
مردمی که رنگ رویاهایشان سپید است عشق را هم رنگ
برفهای کوهستان می دانند من اما معتقدم عشق سیاه است
چرا که بارها آن را در لا به لای کاغذ های سیاه شعرا دیده ام
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 10:33  توسط عسل
|